خوش گذشت ولی ما مجبور بودیم بعد عروسی راه بیافتیم
ستعت سه که عروسی تموم شد راه افتادیم
ساعت هفت رسیدیم خونه
سخت بود جدایی از حامد
دوست نداشتم بیام ولی چه کنیم جمعه نامزدی نگینه باید میومدم
نگین جون ایشالا که خوشبخت شی با اینکه خیلی زود داری شوهر میکنی امیدوارم خوشبخت شی
حامد عزیزم خیلی دوست دارم و دلم واست یذره شده
کاش نامزدی نگین بتونی بیای
منتظر تا هر چه زودتر ببینمت و بیام پیشت
برچسب: دلتنگی, رانقاشی,دلتنگی های من,دلتنگی یعنی,دلتنگی های عاشقانه,دلتنگی های آدمی را,دلتنگی ها,دلتنگی بابک جهانبخش,دلتنگی سامی بیگی,دلتنگی عاشقانه,دلتنگی شعر,
نویسنده: بردیا رستمی