بابا اول پاشو با شیشه برید بعدم رگای پاش گرفتن نتونست راه بره
الانم دو روزه دستمو بریدم با تیغه سبزی خرد کن
بیخیال
بد به دلم راه نمیدم چیزای خوب در انتظارمونه
راستی مستاجر از خونمون پا نمیشه
انگار مال باباشه میگه پا نمیشم
که چی اخه
منه بیچاره میخوام کم کم وسایلامو بگیرم کجا بزارم اخه
پررو میگه هر وقت خپاستن جهاز بیترین بگین اتاقو خالی کنم بزارید اونجا
اخه یکی نیس بگه مرتیکه بیشعور من میخوام اول خونه رو تمیز کنم
بعد فرش اینا بگیرم بعد وستیلامو بگیرم بیارم
انگار از اون باید اجازه لگیرم
خونه رو خالی کن دیگه من کلی گرفتاری دارم
تا عید باید همه چی رو بگیرم حالا این شده واسه ما قوز بالا قوز اه
اگه میزاشتن میرفتم حسابی عصبانبتمو روش خالی میکردم
مرتیکه اشغال
یکی نیس بش بگه تو که نمیتونی خونه بگیری و وسایلاتو ببری چرا دو تا زن گرفتی
نمیدونم کدوم ادم احمقیه که زن این یارو شده
یکمم احساس مسولیت ندارن
خونه ی مردمو اشغال کردن ککشونم نمیگزه
یکم خالی شدم اینجا نوشتم
برچسب: بدشانسی,بدشانسی یعنی,بدشانسی در زندگی,
نویسنده: بردیا رستمی